«هاكلبری ‌فین»‌ از‌ كجا ‌پیدایش ‌شد؟

شنبه 1 آبان 1389 12:49 ب.ظنویسنده : الهام

 
مارک تواین
...اما منتقدان كشورش او را مسخره می‌كردند و لحن طنزآمیز او را به باد تمسخر می‌گرفتند و او را «آدم مضحك» می‌نامیدند، اما او هم به خوبی از پس آنها بر می‌آمد و در میهمانی...
مارك تواین؛ ‌پدر ‌ماجراجویان داستان‌های آمریكایی
شریان داستان‌های مشهوری مثل هاكلبری‌فین و تام‌سایر رودخانه می‌سی‌سی‌پی است؛ درازترین رود آمریكا كه از بخش‌های وسیعی از این كشور و ازجمله زادگاه پسری عبور می‌كند كه عاشق تماشای عبور قایق‌های بزرگ بر این رودخانه است. صدای ناخداها و ملوان‌ها وقتی از نقاط كم‌‌عمق رودخانه عبور می‌كنند و برای هشدار دادن عبارت «مارك تواین» را به‌صورت یك قرارداد به زبان می‌آورند، برای «ساموئل» آنقدر جادویی بود كه وقتی بزرگ شد و اولین كتابش را نوشت، انعكاس این صدا در جانش موجب شد تا از این اسم به عنوان اسم مستعارش برای نویسندگی استفاده كند. مارك تواین از اینجا متولد شد.
«ساموئل لانگهورن كلمنس»
كه درست یك قرن پیش درگذشت، هنوز آنقدر برای مردم جهان زنده است كه در تمام طول سال 2010، در گوشه و كنار جهان مراسم مختلفی به یاد او برپا شد. چون او واقعا در همه این 100 سالی كه نبوده با آثارش در كنار مردم زندگی كرده است: كارتون ژاپنی تام‌سایر را تقریبا همه بچه‌های دنیا دیده‌اند و سریال‌های مختلفی كه از ماجراجویی‌های او با هكلبری‌فین و بكی تاچر ساخته شده، نسل‌های مختلفی را در این 100 سال سرگرم كرده است. این قصه‌های كلاسیك هنوز آنقدر جذابند كه در كشور ما از دهه 30 تاكنون دارند ترجمه می‌شوند و چهره‌های بزرگی مثل محمد قاضی، نجف دریابندری و ابراهیم گلستان به ترجمه این آثار پرداخته‌اند. هالیوود هم هنوز دارد نسخه‌های جدیدی از شاهزاده و گدا و تام‌سایر را روانه پرده‌های سینما می‌كند.
مارك تواین مثل بسیاری از نویسندگان از همه آنچه در زندگی تجربه كرده بود برای نوشتن داستان‌هایش كمك گرفت، اما مهم این است كه او واقعا خود تام‌ سایر است، نه دوست تام. او كه بچه یك خانواده پرجمعیت با 6 خواهر و برادر بود از زمانی كه 1 ساله بود و پدرش را از دست داد، وارد اجتماع شد و مثل اولیور توییست انگلیسی‌ها، زندگی در شرایط سخت را تجربه كرد؛ از كار در چاپخانه گرفته، تا ملوانی روی همان قایق‌های بزرگ چوبی و كندن زمین‌های سخت برای پیدا كردن طلا.
او خیلی زود با سفر آشنا و همراه خانواده راهی شهرهای بزرگی چون نیویورك شد و سرانجام از روزنامه سر درآورد. او كه در 22 سالگی گواهینامه قایقرانی گرفته بود و همه افتخارش این بود كه با ابهت عبارت «مارك تواین» را بیان كند، در 26 سالگی یك خبرنگار بود و 2 سال بعد هم اولین سفرنامه طنزآمیزش را با اسم مارك تواین امضا كرد.
در این مدت او خیلی كارها كرد و خیلی چیزها دید، نه‌تنها سفری طول و دراز در آمریكا انجام داد، بلكه راهی كشورهای دیگر هم شده بود و فرانسه و ایتالیا را هم دیده بود.
اولین اثر داستانی مارك تواین «شاهزاده و گدا» در سال 1882 منتشر شد. او در این اثر به یك بررسی تاریخی دست زده و جایگاه فقیر و غنی را بررسی كرده است، اما پیش از این او سال‌ها مشغول نوشتن بود و با نوشتن سفرنامه‌هایش در دل مردم كشورش جا باز كرده بود. آنچه برای مردم جالب بود، داستان‌های عجیبی بود كه او از این سفرها با خود می‌آورد و آنها را با لحنی طنز و بازیگوشانه بیان می‌كرد.
در حقیقت او با كتابی به نام «وزغ جهنده معروف منطقه‌ كالاوارس» در دهه 60 معروف شد و این داستانی بود قدیمی كه تواین سبك بیانش را عوض كرد و آن را به زبان روز روایت كرد. پس از آن او یك دهه بعد را به گشت و گذار و سفر پرداخت. «بی‌گناهان در كشتی» و «سخت‌گذرانی» دو اثر سفرنامه‌ای او و حاصل این مشاهدات است. با این حال او در این دو كتاب به عنوان یك ناظر بی‌طرف ظاهر نشده بلكه به بررسی و نقد دنیای معاصرش پرداخته است. مارك تواین زاده فقر بود، اما سال‌های نیمه دوم قرن نوزدهم، همه اختراعات و اكتشافات داشت پشت سرهم ره می‌داد و چهره جهان را دگرگون می‌كرد. در حال كه او در یكی دو دهه پیش شیفته‌قایقرانی روی می‌سی‌سی‌پی بود، حالا می‌دید كه كشتی‌های بخار با چه سرعتی حركت می‌كنند و خطوط راه‌آهن چطور همه جا كشیده می‌شود. به همین دلیل او در كتاب «سخت‌گذرانی» دست به انتقاد از جوامع غربی و آمریكا می‌زند و در كتاب «بی‌گناهان در كشتی» از كشورهای اروپایی و خاورمیانه انتقاد می‌كند.
در حقیقت اولین اثر داستانی او یعنی «شاهزاده و گدا» مقایسه همین بی‌عدالتی اجتماعی، اما در قرن شانزدهم در دربار ادوارد ششم پادشاه انگلستان و متعلق به دوره‌ای است كه قوانین خشن بودند و خرافات بر عقل چیرگی داشت و ماجراهای تام‌سایر كه در سال 1876 و در 40 سالگی نویسنده نوشته شد، آینه‌ای از این مسائل در زندگی روز آمریكایی‌هاست. تام یك شخصیت جسور و ماجراجوست كه می‌خواهد از مرزهای تثبیت شده و قدیمی یك شهر كوچك فراتر برود و نه‌تنها مرزهای اجتماعی كه مرزهای زبانی را هم به هم بزند. تواین برای نوشتن این كتاب از یك زبان جدید ادبی استفاده می‌كند: زبان ادبی رسمی را كنار می‌گذارد و قصه‌اش را به زبان محاوره و زبان مردم كوچه و خیابان می‌نویسد، دقیقا همان طور كه تام و هكلبری‌فین با هم حرف می‌زدند و با همین روش به قول خودش با ادیبان عصاقورت داده وارد نبرد می‌شود.
اما او فقط ادبیات كشور خودش را نقد نمی‌كند بلكه در كتاب «زندگى در ساحل رودخانه مى‌سى‌سى‌پى» به حمله‌اى تند علیه «سر والتر اسكات» دست می‌زند كه ادبیات انگلیس خودش را وامدار او می‌داند.
او این مبارزه ادبی را در داستان «هكلبرى فین» به اوج می‌رساند و یك انقلاب ادبی به راه می‌اندازد. انقلابی كه همینگوی مشهور 100 سال بعد درباره‌اش می‌گوید «تمام ادبیات نوین آمریكا از یك كتاب سرچشمه می‌گیرد و آن هاكلبری‌فین اثر مارك تواین است».
در ماجراهای هاكلبری‌فین‌ كه در 1885 منتشر شد، حماسه ماجراجویان، زندگی در شهرهای نكبت‌بار و ابتدایی و برمبنای خشونت بیان می‌شود. هك نماد «بچه» در آمریكایی است كه تازه می‌خواهد روی پای خودش بایستد و به همین دلیل كسی برای بچه‌ها جایگاهی قایل نیست. فقر و بی‌فرهنگی بیداد می‌كند و پدر حتی بر پسر خودش رحم ندارد. پلیس هم در پی حفظ نظم موجود است و كسی به بی‌گناهی سیاه‌پوستی كه مثل كالا خرید و فروش می‌شود، فكر نمی‌كند...
اما خود تواین با همه این برداشت‌ها مخالف بود و می‌گفت «اشخاصی كه تلاش كنند انگیزه‌ای در این روایت پیدا كنند، تحت تعقیب قرار خواهند گرفت. اشخاصی كه سعی كنند یك نكته اخلاقی پیدا كنند تبعید خواهند شد و اشخاصی كه تلاش كنند یك تكه زمین پیدا كنند كشته خواهند شد».
مارك تواین از آن دست نویسندگانی است كه در دوره حیاتش به شهرت و ثروت رسید. او در سراسر آمریكا و انگلیس سفر می‌كرد و درباره ادبیات سخنرانی می‌كرد و از دانشگاه آكسفورد دكترا گرفت، اما منتقدان كشورش او را مسخره می‌كردند و لحن طنزآمیز او را به باد تمسخر می‌گرفتند و او را «آدم مضحك» می‌نامیدند، اما او هم به خوبی از پس آنها بر می‌آمد و در میهمانی ادبی كه به مناسبت جشن تولد 70 سالگی‌اش ترتیب داده شده بود، نویسندگان آن دوره ازجمله لانگ فلور اولیور و رالف والد و امرسون را كه در میهمانی حضور داشتند، رودرروی خودشان مسخره كرد. از همین روی نام مارك تواین به نام پرچم‌دار ادبیات نوین آمریكا در تاریخ ثبت شده و قهرمان سلینجر در «ناتور دشت» تام‌سایر قرن بیستم نام گرفته است.

تام سایر

«تام‌سایر» قصه یك دوره كوتاه از زندگی پسر نوجوانی به همین اسم است. تام ماجراجو، با اخلاق و باهوش است و البته یتیم. برای همین با عمه پالی زندگی می‌كند. همه تلاش عمه این است كه او را سربه‌راه كند چون تام جز بازی و ماهیگیری به چیز دیگری فكر نمی‌كند، اما انگار ماجرا هم دست از سر تام برنمی‌دارد چون یك شب او با دوستش هكلبری‌فین شاهد قتلی در گورستان می‌شود. آنها می‌بینند كه سرخپوستی به نام اینجون جو، دكتر را می‌كشد و چاقو را در دست پاتر می‌گذارد. با وجود این كه بچه‌ها قسم می‌خورند این راز را حفظ كنند، اما پاتر بی‌گناه گرفتار شده و همین موجب می‌شود كه تام سرانجام خودش را وادار كند تا در دادگاه شهادت بدهد. ولی فرار اینجون جو زندگی بچه‌ها را در خطر قرار می‌دهد... پسرها پس از ماجراهای فراوان سرانجام هم محل اختفای او را پیدا می‌كنند و هم محل پنهان كردن اموالی را كه او دزدیده بود و به این ترتیب هم قهرمان می‌شوند و هم پولدار.

شاهزاده و گدا

تام كنتی پسر یك خانواده گدا، در بدترین شرایط زندگی می‌كند، اما سعی می‌كند تا خواندن و نوشتن یاد بگیرد. یك روز كه تام اطراف دروازه‌های قصر پرسه می‌زند، با شاهزاده روبه رو می‌شود و به دعوت او وارد قصر می‌شود. شخصیت هر یك از این دو برای دیگری جالب است و وقتی آنها می‌فهمند چقدر شبیه هم هستند، به پیشنهاد شاهزاده لباس‌هایشان را با هم عوض می‌كنند. تام گدا در قصر می‌ماند و شاهزاده ادوارد در خیابان رها می‌شود. در شرایط جدید هر كدامشان مشكلات خود را دارند ادوارد با پدر وحشی تام روبه‌رو می‌شود و تام با مقررات و آداب و رسوم سخت قصر... سرانجام اشراف به این نتیجه می‌رسند كه شاهزاده عقلش را از دست داده است، اما ادوارد كه در میان دارو دسته اوباش و گداهای حرفه‌ای گیر كرده، شانس می‌آورد و با نجیب زاده‌ای به اسم «میلز» روبه‌رو می‌شود و او به ادوارد كمك می‌كند تا به قصر بازگردد و جانشین پدرش شود. ادوارد با رودررو شدن با زندگی سخت مردم تهیدست با خودش عهد می‌كند كه پادشاهی عادل شود.

ماجراهای هكلبری ‌فین

هكلبری‌فین ‌پسر مردی نالایق و آواره است، اما سرانجام خانواده‌ای مهربان و نیكوكار او را به فرزندی قبول می‌كند. اما پدرش كه به دنبال طلاهایی است كه او و تام در غار جو پیدا كرده‌اند، نمی‌گذارد او زندگی راحتی داشته باشد و او را می‌دزدد و به كلبه متروكی در سواحل ایلینوی می‌برد. هك فرار می‌كند و با قایقی كه پیدا كرده خودش را به جزیره‌ای می‌رساند، اما جیم یك سیاه‌پوست مهربان هم به همین جزیره پناه برده چون او هم فرار كرده و كارفرمایش می‌خواهد او را به عنوان برده بفروشد. آنها می‌خواهند خودشان را به ایالتی كه با برده‌داری مخالف باشد برسانند، اما دستگیر می‌شوند. هك و تام‌سایر دوباره همدیگر را می‌بینند و به كمك هم سعی می‌كنند تا جیم را نجات دهند. آنها تلاش زیادی برای آزادی جیم می‌كنند و راه‌های مختلفی را آزمایش می‌كنند. سرانجام هك به مدرسه باز می‌گردد‌ و جیم هم آزادی‌اش را به دست می‌آورد و تصمیم می‌گیرد به میان سرخپوستان برود و با آنها زندگی كند.

برچسب ها: هاكلبری ‌فین ، تام‌سایر ، می‌سی‌سی‌پی ، مارك تواین ، ابراهیم گلستان ، محمد قاضی ، نجف دریابندری ، اولیور توییست ، هالیوود ، شاهزاده و گدا ، وزغ جهنده معروف منطقه‌ كالاوارس ، بی‌گناهان در كشتی ، سخت‌گذرانی ، زندگى در ساحل رودخانه مى‌سى‌سى‌پى ، سر والتر اسكات ، هكلبرى فین ، همینگوی ، ناتور دشت ، سلینجر ، خلیج فارس ، persian gulf ، p30rama.mihanblog ، p30rama ، p30rama.com ، مرجعی برای تمام سلیقه ها ، خلیج همیشه فارس ،
آخرین ویرایش: - -

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic