داستان استاد زرنگ و دانشجوها

جمعه 26 شهریور 1389 02:59 ب.ظنویسنده : الهام

 
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.
ادامه مطلب
برچسب ها: استاد ، استاد زرنگ ، استاد زرنگ و دانشجو ، استاد زرنگ و دانشجوها ، بهترین داستان ، داسان های خواندنی ، داستان ، داستان امروز ، داستان اموزشی ، داستان اموزنده ، داستان انلاین ، داستان برتر ماه ، داستان برگزیده ، داستان بلند ، داستان تامل برانگیز ، داستان جالب ، داستان جذاب ، داستان جذاب خواندنی ، داستان خنده دار ، داستان خواندنی ، داستان روز ، داستان روزانه ، داستان زیبا ، داستان شنیدنی ، داستان شهریور 89 ، داستان طنز و خنده دار ، داستان منتخب ، داستان مهر 89 ، داستان نویسی ، داستان ها ، داستان های برتر ، داستان های جذاب ، داستان های جذاب خواندنی ، داستان های روز ، داستان های روزانه ، داستان های شنیدنی ، داستان های کوتاه ، داستان های کوتاه برگزیده ، داستان های کوتاه طنز ، داستان های کوتاه و خواندنی ، داستان واقعی ، داستان پند اموز ، داستان کوتاه ، داستان کوتاه : استاد زرنگ و دانشجوها ، داستان کوتاه اموزنده ، داستان کوتاه جدید ، داستان کوتاه طنز ، داستانهای کوتاه ، داستانک ، داستانک ها ، دانشجو ، دانشجوها ، کتاب داستان ، خلیج فارس ، persian gulf ، p30rama.mihanblog ، p30rama ، p30rama.com ، مرجعی برای تمام سلیقه ها ، خلیج همیشه فارس ،
آخرین ویرایش: - -

 

داستان طنز و جالب نشانه های زن و شوهر

شنبه 20 شهریور 1389 11:50 ق.ظنویسنده : الهام

 

زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!
پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟
زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم
ماموران مدرک خواستند،
زن و مرد گفتند نداریم !
ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!
زن و مرد گفتند …

  ادامه مطلب
برچسب ها: داستان طنز و جالب نشانه های زن و شوهر ، اموز ، بهترین و جدیدترین داستان ها ، حکایات کهن ، حکایت ، حکایت اموزنده ، حکایت جالب ، حکایت خواندنی ، حکایت شنیدنی ، حکایت ها ، حکایت واقعی ، حکایت پند اموز ، حکایت کودکانه ، داسان های خواندنی ، داسان کوتاه ، داستان ، داستان 89 ، داستان آموزنده ، داستان ادبی ، داستان افسانه ای ، داستان امروز ، داستان اموزشی ، داستان اموزنده ، داستان انلاین ، داستان با مزه ، داستان با نتیجه اخلاقی ، داستان بامزه عبرت آموز ، داستان برتر ماه ، داستان برگزیده ، داستان بزرگسالان ، داستان بسیار زیبا ، داستان بلند ، داستان تامل برانگیز ، داستان ترسناک ، داستان جالب ، داستان جذاب ، داستان جذاب خواندنی ، داستان جنایی ، داستان حقیقی ، داستان خنده دار ، داستان خواندنی ، داستان خیالی ، داستان دردناک ، داستان روز ، داستان روزانه ، داستان زیبا ، داستان سرایی ، داستان شنیدنی ، داستان طنز ، داستان طنز با نتیجه اخلاقی ، داستان طنز لاكپشت ، داستان طنز و خنده دار ، داستان عاشقانه ، داستان عاطفی ، داستان علمی ، داستان علمی تخیلی ، داستان غم ناک ، داستان فداکاری ، داستان كوتاه جدید ، داستان كوتاه طنز ، داستان كوتاه طنز و خنده دار ، داستان كوتاه فرصت طلب ، داستان لاكپشت ، داستان مادر بزرگ ها ، داستان منتخب ، داستان نمایشی ، داستان نویس ، داستان نویسی ، داستان ها ، داستان هاس قدیمی ، داستان های 89 ، داستان های آموزنده جدید ، داستان های افسانه ای ، داستان های باور تکردنی ، داستان های باور نکردنی ، داستان های برتر ، داستان های بسیار زیبا ، داستان های بلند ، داستان های جذاب ، داستان های جذاب خواندنی ، داستان های خواندنی ، داستان های روز ، داستان های روزانه ، داستان های زیبای خواندنی ، داستان های شنیدنی ، داستان های کوتاه ، داستان های کوتاه برگزیده ، داستان های کوتاه جدید ، داستان های کوتاه طنز ، داستان های کوتاه و خواندنی ، داستان واقعی ، داستان پند اموز ، داستان کوتاه ، داستان کوتاه اموزنده ، داستان کوتاه جالب ، داستان کوتاه جدید ، داستان کوتاه خواندنی ، داستان کوتاه طنز ، داستان کوتاه کوتاه کوتاه ، داستان کودکان ، داستان کودکانه ، داستان گو ، داستانهای کوتاه ، داستانک ، داستانک آموزنده ، داستانک جالب ، داستانک جدید ، داستانک خیلی جدید ، داستانک زیبا ، داستانک ها ، رمان عاشقانه ، زیباترین قلب ، سایت تخصصی داستان کوتاه ، سایت داستان ، سری جدید داستان های آموزنده ، مجموعه داستان های بسیار زیبا ، وبلاگ داستان ، یك داستان با مزه ، یك داستان با مزه كوتاه ، یك داستان فوق العاده خواندنی ، کتاب داستان ، خلیج فارس ، persian gulf ، p30rama.mihanblog ، p30rama ، p30rama.com ، مرجعی برای تمام سلیقه ها ، خلیج همیشه فارس ،
آخرین ویرایش: - -

 

بهترین راه حل

سه شنبه 25 خرداد 1389 11:55 ق.ظنویسنده : الهام

 
در یك شركت بزرگ ژاپنی كه تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یك مورد تحقیقاتی به یاد ماندنی اتفاق افتاد :

شكایتی از سوی یكی مشتریان به كمپانی رسید . او اظهار داشته بود كه هنگام خرید یك بسته صابون متوجه شده بود كه آن قوطی خالی است .

ادامه مطلب
برچسب ها: وسایل آرایشی ، صابون ، اشعه ایكس ، داستان کوتاه ، مطلب خواندنی ، نکته جالب ، داستان جالب ، داستان خواندنی ،
آخرین ویرایش: - -

 

هوش ایرانی

سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 10:38 ق.ظنویسنده : الهام

 


یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ ۵۰۰۰ دلار داره کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره… و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش راکه دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت و ماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد… خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت ۵۰۰۰ دلار + ۱۵٫۸۶دلار کارمزد وام راپرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت “ از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم ” و گفت ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که ۵۰۰۰ دلار از ما وام گرفتید؟! ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین ۲۵۰۰۰۰ دلاری رو برای ۲ هفته با اطمینان خاطر و با فقط ۱۵٫۸۶ دلار پارک کنم !


برچسب ها: داستان جالب ، داستان کوتاه ، داستان خواندنی ، هوش ایرانی ، یک نکته ، ماشین فراری ، نیویورک ، منهتن ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 10:33 ق.ظ

 

دریاچه و نمک

جمعه 17 اردیبهشت 1389 06:50 ق.ظنویسنده : الهام

 
روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش یه درس به یاد موندنی بده

راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه .

شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .
استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "
شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "
پیر هندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه . رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .
استاد اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : " کاملا معمولی بود . "

پیر هندو گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب"
ادامه مطلب
برچسب ها: داستان کوتاه ، مطلب جالب ، مطلب خواندنی ، داستان خواندنی ،
آخرین ویرایش: - -

 

صدف

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389 07:48 ق.ظنویسنده : الهام

 
مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم میزد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم میشود و چیزی را از روی زمین بر میدارد و توی اقیانوس پرت میکند. نزدیک تر می شود، میبیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب میاندازد.
- صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟
- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.
- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمیتوانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟
مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: "برای این یکی اوضاع فرق کرد.


برچسب ها: داستان کوتاه ، مطلب جالب ، مطلب خواندنی ، داستان خواندنی ،
آخرین ویرایش: - -

 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات